آدین دیگر نفس نمی کشد، آخ رولَه! ، علائم حیاتی همه فوتی ها را چک می کنم به امید یک معجزه...

به گزارش وبلاگ علیپور رحمتی، همواره علائم حیاتی هر متوفی ای را که برای تطهیر و خاکسپاری می آوردند، چک می کردم. کار همواره ام بود. این بار که نوزاد دو ماهه را آوردند، وقتی پیکر نحیف و بی جان او را دیدم، یاد دو دختر کوچک خودم افتادم که بی نهایت دوستشان دارم. نفس نوزاد را چک کردم، سرم را روی سینه اش گذاشتم و به صدای نفس هایم گوش دادم. نوزاد زنده بود!

آدین دیگر نفس نمی کشد، آخ رولَه! ، علائم حیاتی همه فوتی ها را چک می کنم به امید یک معجزه...

به گزارش وبلاگ علیپور رحمتی، مرتضی بیگی 31 ساله از شهرستان آبدانان استان ایلام، همان غسالی است که چند روز اخیر سوژه داغ شبکه های اجتماعی شد. کسی که از تکان های سینه آدین ایمانی دو ماهه که برای غسل و تطهیر از ایلام به آبدانان منتقل شده بود، متوجه زنده بودنش شد و با احیا توانست او را به زندگی برگرداند. هر چند که زندگی آدین خیلی هم طولانی نشد و یک روز پس از احیا در غسالخانه آبدانان بعد از انتقال به یکی از بیمارستان های استان خوزستان تسلیم فرشته مرگ شد.

مرتضی بیگی در مصاحبه با خبرنگار وبلاگ علیپور رحمتی می گوید: قبل از اینکه به عنوان غسال شهرستان آبدانان مشغول به کار شوم، گچ کاری و سفید کاری می کردم. بعد از آن شهرداری استان من را به عنوان غسال به کار گرفت و 3 سال است که در غسالخانه کار می کنم. دیپلم تجربی دارم و در حال حاضر در مقطع کاردانی حقوق درس می خوانم.

وقتی لباسش را درمی آوردند، نگاهم به سینه اش افتاد که تکان می خورد

او ماجرای روز پنج شنبه را اینطور روایت می نماید: دو روز پیش حوالی بعدازظهر با من تماس گرفتند و از من خواستند کلیدهای غسالخانه را ببرم و در را باز کنم برای غسل و تطهیر یک نوزاد دو ماهه. خانه را به مقصد غسالخانه ترک کردم. وقتی رسیدم بدن بی جان کودک دو ماهه ای را که بین یک پتوی سفید و آبی پیچیده شده بود، دیدم. چند نفر از خانواده اش در حال درآوردن لباس های او بودند. همان لحظه بود که نگاهم به سینه نوزاد افتاد که انگار تکان می خورد.

بیگی ادامه می دهد: دکترها علت مرگ نوزاد را نارسایی مادرزادی تشخیص داده بودند. یاری های اولیه و احیا را کم و بیش بلد بودم. خانواده اش گریه می کردند و درست نمی توانستم صدای نفس هایش را بشنوم. سرم را روی سینه اش گذاشتم. احساس نکردم مُرده. از چند نفر از اقوامش که آنجا بودند اسمش را پرسیدم و بعد هم این سوال که کِی فوت نموده و گفتند صبح فوت شده و سه ساعتی هم در غسالخانه بوده؛ چهار ساعتی هم از ایلام تا آبدانان در راستا بوده. نمی دانم چرا آن لحظه یاد دو دخترم افتادم. نه فقط دخترهایم، همه آن هایی که در این یک سالی که کرونا آمده، گرفتارش شده بودند و جنازه هایشان را برای تطهیر پیش من می آوردند. پیش خودم فکر کردم که از دست دادن عزیز سخت است چه برسد که این عزیز طفل بی گناه دو ماهه باشد.

نمی خواستم کسی عزیزش را از دست بدهد؛ ده دقیقه احیا روی آدین

مرتضی می گوید: سریع نوزاد را بین پتو پیچیدم تا او را گرم نگه دارم بعد از آن ماساژ قلبی را با سی پی آر آغاز کردم و ده دقیقه هم ادامه دادم تا جایی که متوجه دم و بازدم آدین شدم. به محض اینکه از تنفسش مطمئن شدم با اورژانس تماس گرفتم و از آن ها خواستم که آدین را به بیمارستان منتقل نمایند.

مرتضی می گوید در مدتی که ویروس کرونا در کشور شیوع پیدا نموده، دو مرتبه به آن مبتلا شده و از نزدیک با پوست و گوشت و استخوانش مرگ عزیزان یک خانواده را بر اثر ابتلا به این ویروس حس نموده چرا که پیکر قربانیان کرونایی آبدانان را هم او تطهیر می نماید. نمی خواستم کسی عزیزش را از دست بدهد. او جایی هم از دست برخی همشهری هایش گِله می نماید و می گوید این مدتی که مسئولیت غسالی دارد، برخی از مردم مثل همواره نگاه یک انسان معمولی به او ندارند.

بیگی درباره خودش می گوید: این اولین بار نبود که می توانستم کسی را از مرگ نجات دهم. یک بار دیگر یکی از خانم های محله ما قرص خورده بود تا خودکشی کند که من توانستم با همین یاری های اولیه یاری کنم به زندگی برگردد. هم بدون تجهیزات غریق نجاتی کردم و هم در کوهستان از زیر سنگ جنازه بیرون کشیده ام. هر زمان که یک متوفی برای تطهیر و غسل می آورند، عادت دارم تا علائم حیاتی اش را چک کنم. من یک پدرم، پدر دو دختر خردسال و یک انسانم. وقتی دیدم آدین نفس می کشد فقط کوششم این بود تا او را به خانواده اش برگردانم.

تعداد بازدید : 254

کد ویدیو

دانلود

فیلم اصلی

آدین صدای مظلومیت ماست

مرتضی بیگی از خبر فوت آدین ناراحت است و غم بزرگی به دلش نشسته، میان صحبت هایش چندین بار او را روله خطاب می نماید، فقط می توانم بگویم که ناراحتم از اینکه آدین یک بار به زندگی برگشت و دوباره رفت. یک بار همه ما را راضی کرد اما راضیی که خیلی دوام نداشت؛ آخ رولَه او در یکی از شبکه های اجتماعی پُستی را به اشتراک می گذارد با آدین صدای مظلومیت ماست و تسلیت آبدانان که با عکس آدین کوچک، صدایی می گوید: فرشته کوچک، رویای بی تکرار، بی گناه ترین اسیر در این حصار. می دانست کجای جهان چشم گشوده. بی قرار بود برای رفتن. عجله داشت برای پوشیدن کفن. مسافر کوچک رفت و آرام گرفت در بهشت. خواستیم نگذاریم به آسمان ها پَر بگیری، اما نیامده بودی که برسی به سن پیری. رسالتت این بود فریادمان باشی، کاش سرنوشتت نبود این دلخراشی. ما همگی اسیر و دردمندیم به راستی، زود فهمیدیم که اینگونه از جمعمان برخواستی.

غسال ها را دریابید!

مرتضی در خاتمه از زبان یک غسال که این روزها با بیماران فوت شده کرونایی دست و پنجه نرم می نماید، یک گلایه دارد و می گوید: این روزها هیچکس دلش نمی خواهد با ویروس کرونا درگیری داشته باشد و همه کوشش می نمایند که به هر شکلی از خودشان مراقبت نمایند. همین روزها شاید کسی جرات دست زدن به پیکر یک بیمار فوت شده کرونایی را نداشته باشد یا کسی نتواند این خطر را بپذیرد که او را داخل قبر بگذارد. هر جای دیگری این کار را می نمایند با مزد و سنوات و حقوق است اما شاید باورتان نشود من پنج ماه است فقط یک ماه حقوق گرفته ام. هشت ماهی که به منزل جدیدم نقل مکان نموده ام نه توانسته ام پول برق را بدهم نه گاز و نه آب. توقع ندارم صندلی ویژه ای پیدا کنم چون این کار را برای رضا خدا کردم اما در همین شغل غسالی هم من را دریابند.

مصاحبه:تهمینه انصاری

منبع: جام جم آنلاین
انتشار: 14 دی 1399 بروزرسانی: 14 دی 1399 گردآورنده: aliporerahmati.ir شناسه مطلب: 660

به "آدین دیگر نفس نمی کشد، آخ رولَه! ، علائم حیاتی همه فوتی ها را چک می کنم به امید یک معجزه..." امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آدین دیگر نفس نمی کشد، آخ رولَه! ، علائم حیاتی همه فوتی ها را چک می کنم به امید یک معجزه..."

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید