یادداشت تحلیل گر ترک، نخجوان؛ فرصت ها و تهدیدها (بخش 1)

به گزارش وبلاگ علیپور رحمتی، یکی از مهم­ترین ابعاد توافق سیاسی بین جمهوری آذربایجان، روسیه و ارمنستان، بندی است که به ایجاد گذرگاه بین نخجوان و آذربایجان اشاره نموده و تحولات جدید را به دنبال می آورد.

یادداشت تحلیل گر ترک، نخجوان؛ فرصت ها و تهدیدها (بخش 1)

به گزارش گروه بین الملل وبلاگ علیپور رحمتی، این روزها در بسیاری از رسانه ها و اتاق فکرها و اندیشکده های ترکیه، موضوع پیامدها و دستاوردهای جنگ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان، مورد توجه نهاده شده است.

جدیدترین خبرها و تحلیل های ایران و دنیا را در کانال تلگرامی وبلاگ علیپور رحمتی بخوانید. (کلیک کنید)

صد البته بسیاری از این رسانه ها، در حال و هوایی ملی گرایانه و شعاری، به وصف اهمیت این موضوع می پردازند و نگاه تخصصی چندانی به ابعاد سیاسی و منطقه ای آن ندارند. اما در این میان، بعضی تحلیل گران نیز کوشش می نمایند تا این مساله را از ابعاد و جوانب مختلف، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.

یکی از این افراد، پروفسور کورشاد زورلو، تحلیل گر روزنامه خبرترک و استاد و معاون دانشگاه استانبول است. این اندیشمند ترک، در سه بخش، به آنالیز موضوعی به نام نخجوان؛ فرصت ها و تهدیدها پرداخته است.

وبلاگ علیپور رحمتی، از ابتدای شروع جنگ اخیر، کوشش نموده هم در خصوص اخبار و وقایع و هم در باب پیامدها و تبعات این جنگ و توافق اخیر، با درک اهمیت ابعاد سیاسی و ژئوپولیتیک، به بیان نظرات کارشناسان داخلی و خارجی بپردازد.

در اینجا، ضمن تاکید مجدد بر اهمیت حفظ حقوق و منافع جمهوری اسلامی ایران در حوزه مرزهای شمالی و روابط تهران - ایروان، آرای تحلیل گران ترک نیز ترجمه و منتشر می گردد تا بتوان از ابعاد و دریچه های مختلف، اهمیت این موضوع را روشن کرد.

ماده 9 و اهمیت و مخاطرات آن

پس از تحولات اخیر و فرجام جنگ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان و رویدادهای مرتبط با قره باغ، حالا بسیاری از تحلیلگران در خصوص ارتباط ترکیه با دنیای ترک و حوزه جغرافیایی خزر، مطلب می نویسند.

من هم به عنوان فردی که چند سال از مهمترین سالیان عمر خود را صرف این موضوع نموده ام، می خواهم درباره اهمیت این مسئله شرح دهم. معتقدم که قره باغ و تحولات اخیر باید نه در فضایی احساسی و حماسی، بلکه در شرایطی واقع بینانه و تخصصی، مورد آنالیز قرار بگیرد.

در وصف اهمیت توافق بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان با وساطت روسیه باید گفت، ماده 9 این توافقنامه، یعنی ماده ای که به احداث گذرگاه بین نخجوان و جمهوری آذربایجان اشاره نموده، مهم ترین ماده آن است.

با نگاهی به ابعاد سیاسی، جغرافیایی و مالی این موضوع، می توان به خوبی درک کرد که ماده 9 تا چه اندازه اهمیت دارد و در عین حال چه مخاطرات تازه ای ایجاد می نماید.

چرا نخجوان مهم است؟

جمهوری خودمختار نخجوان مرتبط و وابسته به جمهوری آذربایجان است و در جنوب قفقاز در میان مثلث ارمنستان، ایران و ترکیه نهاده شده است.

مرزهای کنونی نخجوان بر اساس معاهده نامه های مهمی همچون ترکمنچای (1828 میلادی)، مسکو (1920 میلادی) و قارص (1921 میلادی) مشخص شده اند و جدال بر سر ابعاد مرزی و جغرافیایی آن برای مدت های متوالی و طولانی ادامه داشته است. (تحلیل گر ترک نخواسته به این موضوع اشاره کند که مرز ناچیز و 10 کیلومتری ترکیه - نخجوان، صرفاً به خاطر خیانت رضاخان در اختیار ترکیه نهاده شده و پیش تر به ایران تعلق داشته است.، وبلاگ علیپور رحمتی) حالا همان روزی است که باید یادآوری کنیم و این واقعیت تاریخی و جغرافیایی را بفهمیم که چرا یکصد سال پیش مصطفی کمال آتاتورک به سرداران خود گفت: نخجوان دروازه دنیا ترک است و باید اهمیت حیاتی آن را درک کنید.

اگر هیات دیپلماتیک ترک در سال 1921 میلادی، مقاومت نمی کرد و بر مواضع خود پافشاری نمی کرد، استالین، حق حکمرانی و اداره نخجوان را تماماً به ارمنستان می داد. چرا که در همان دوران هم، روسیه تمایلی نداشت که ترکیه و آذربایجان، مرز همجوار داشته باشند و این مساله از دید استالین نیز، یک بحث بسیار حساس و حیاتی بود. شکی نیست که ایران نیز چنین حساسیتی داشته است.

در شرایط فعلی، باید گفت، نخجوان فقط دروازه ترک نیست و در عمل، می تواند به کلید صلح و ثبات تبدیل گردد.

اگر به ریشه تاریخی و سیاسی تغییرات جغرافیایی آن مناطق بنگریم، می توانیم به خوبی درک کنیم که زنگه زور، نخجوان و قره باغ، با این هدف از هم گسسته و مورد حمله نهاده شده اند که دروازه و امکان اتصال ترکی، ایجاد نگردد.

بنابراین، آن چه روی داده، یک خواست و اراده ژئو استراتژیک مهم و معنی دار بوده است. به خاطر همین مسائل مهم است که ارامنه، به دنبال آن بود ه اند که در نخجوان نیز همچون قره باغ، با استناد به مدارک و اسناد و شواهد ساختگی و جعلی، دموگرافی و بافت جمعیتی منطقه را تغییر دهند و در خصوص نخجوان نیز، ادعای ارضی نموده و به دنبال تثبیت انقطاع و گسست جغرافیایی ترکی باشند.

حتی در رفراندوم سال 1921 میلادی، نتیجه دلخواه ارمنستان به دست نیامد و بیش از 90 درصد از مردم نخجوان، رای به این دادند که دیار آنها، جزئی از آذربایجان باشد.

اما بعدها، به منظور محدود ساختن نخجوان و تک افتادن این دیار، گذرگاه زنگه زور نیز بر اساس امر واقع و بدون هر گونه دلیل و استناد حقوقی و مشروع، به ارمنستان سپرده شد.

این در حالی بود که این گذرگاه به آذربایجان تعلق داشت و همین حالا هم می توان از فراز تپه های بلند نخجوان ایستاد و از دور، مرز گذرگاه زنگه زور را در کنار مناطق آزاد شده قره باغ، مشاهده کرد.

تمام این شواهد نشان می ­دهند که اساساً، اهمیت سیاسی استراتژیک جمهوری خودمختار نخجوان، بسی مهم تر از میزان مساحت جغرافیایی آن است.

در شرایطی که ارتش جمهوری آذربایجان دست به پیشروی زد، نخجوانی ها هم تحرکات خوبی داشتند و بر اساس آماری که برای نخستین بار در این مقاله به آن اشاره می کنم، نزدیک به هشتصد نفر از نیروهای ویژه کماندوی نخجوان، در 5 نقطه مهم و حساس، انجام وظیفه کردند.

اگر چه نخجوان فقط 6.3 درصد از کل مساحت خاک جمهوری آذربایجان را تشکیل داده و 480 هزار نفر جمعیت دارد، اما با تدابیری که اتخاذ شده، مهاجرت از روستا به شهرها متوقف شده و کشاورزی و دامپروری در روستاهای نخجوان، در شرایط بسیار خوب و مطلوبی است.

در نتیجه، به شرط ایجاد زیرساخت های لازم، نخجوان می تواند در مدتی بسیار کوتاه، به قطب گردشگری غذایی (گاسترونومی) و توریسم روستایی تبدیل گردد.

نخجوان، با ظرفیت های بالا در حوزه دامپروری، کشاورزی و صنایع غذایی، تمام احتیاجهای خود را در داخل تامین می نماید.

پیش از پیروزی شوشا، در ملاقات با وصیف طالب اف رئیس مجلس عالی نخجوان، در خصوص شرایط آذوقه از او سوال کردم. در پاسخ، به شکلی قاطعانه گفت: آن قدر آذوقه داریم که اگر به مدت یک سال تمام، حتی یک کیسه از خارج وارد نکنیم، مسئله ای نخواهیم داشت. ما تمام احتیاج خود را در این اراضی تامین نموده ایم.

طالب اف همچنین به این اشاره نموده بود که ورودی گمرک بین نخجوان و ترکیه کاملاً مدرن شده و بر اساس الگوبرداری از گمرک بلغار، به بهترین شکل تجهیز شده و اگر به خاطر شیوع کرونا نبود، خود علی اف برای افتتاح آن، به مرز می آمد.

علاوه بر تمام نکاتی که در خصوص نخجوان مورد اشاره نهاده شد، باید این واقعیت مهم را نیز یادآوری کنیم که نخجوان در روابط ترکیه و جمهوری آذربایجان، اهمیت خاصی دارد.

در سال 1991 میلادی و زمانی که جمهوری آذربایجان استقلال خود را به دست آورد، در نخجوان، حیدر علی اف در راس قدرت بود. علی اف، ترکیه را به عنوان تنها راه خروج و ارتباط تلقی می کرد. (تحلیل گر ترک نخواسته به این موضوع اشاره کند که در همان دوران، مرحوم حیدر علی اف، روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران داشته و ده ها هزار آواره نخجوانی در مرزهای ایران، مورد حمایت نهاده شده اند. ، وبلاگ علیپور رحمتی)

در سال 1992 میلادی و در زمانی که دروازه گمرکی بین نخجوان و ترکیه یا پل حسرت، افتتاح شد، سلیمان دمیرل نخست وزیر ترکیه در آن مراسم حضور داشت.

دمیرل گفت: چیزی که در اینجا در جریان است، صرفاً در سطح افتتاح یک پل عادی و معمولی نیست. انتها حسرت هفتاد ساله مردمانی است که از هم جدا افتاده بودند.

پس از او، حیدر علی اف نیز چنین گفت: این روز و افتتاح این گذرگاه، یک جشن عظیم است. گره کور هفتاد ساله گگردده شده، پرده های آهنین تکه تکه شده اند و از این به بعد، فقط خداست که می تواند ما را از هم جدا کند.،

ادامه دارد...

منبع: خبرگزاری تسنیم
انتشار: 3 دی 1399 بروزرسانی: 3 دی 1399 گردآورنده: aliporerahmati.ir شناسه مطلب: 636

به "یادداشت تحلیل گر ترک، نخجوان؛ فرصت ها و تهدیدها (بخش 1)" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "یادداشت تحلیل گر ترک، نخجوان؛ فرصت ها و تهدیدها (بخش 1)"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید